روانشناسی.روانکاوی.روانپزشکی
تحلیل و بررسی بیماریهای اعصاب و روان  

ممکن است پیش روانشناس و روانپزشک رسمی و ناراحت باشند. تنش عضلانی ، ناتوانی از آسوده بودن و منبسط کردن عضلات خود ، و نیاز به کاویدن محیط برای یافتن سرنخ­هایی در آن ممکن است در این بیماران دیده شود.

حالت عاطفی این بیماران اغلب جدی و غیرمطایبه آمیز است . برخی از پیش از پیش فرضهای آنها در بحثها ممکن است غلط باشد، اما تکلمشان منطقی و متضمن مقصود است.

محتوی فکری آنها برون­فکنی، پیش داوری و گاه افکار انتساب به خود دیده می­شود. خصیصه بنیادین این اختلال تمایلی است نافذ وناموجه برای تفسیر اعمال دیگران به اعمالی که گویا به قصد تحقیر یا تهدید بیمار انجام شده است.

بیماران مبتلا به اختلال پارانویید تقریباً همیشه منتظرند که دیگران به طریقی آنها را استثمار کنند و به آنها ضرر برسانند اینگونه بیماران در واقع احساسات خودشان را برون­سازی (externalization) می­کنند و دفاع مورد استفاده آنها برون­فکنی است . یعنی تکانه­ها و افکار خود را که برایشان غیرقابل قبول است به دیگران نسبت می­دهند.

افکار انتساب به خود و خطاهای ادراکی­ای که قابل دفاع منطقی است نیز شایع است. این بیماران حالت عاطفی محدودی دارند و بنظر می­رسد فاقد هرگونه احساس و هیجانی باشند. از اینکه استدلالی و عینی می اندیشند به خود می بالند در صورتی که چنین نیست.

آدمهای گرمی نیستند و قدرت و منزلت افراد آنها را تحت تاثیر قرار می­دهد و به آن دقیقاً توجه دارند و اگر کسی را ضعیف و بیمار بیابند و اختلال یا نقصی در وضع و حالش ببینند، به وی بادیده تحقیر می­نگرند.

تشخیص افتراقی

اختلال شخصیت پارانویید از اختلال هذیانی اغلب بر این اساس قابل افتراق است که هذیان تثبیت شده­ای در اختلال شخصیت پارانویید وجود ندارد . از اسکیزوفرنی پارانویید قابل افتراق است چون توهم و اختلال در شکل یا فرم فکر وجود ندارد . از اختلال شخصیت مرزی نیز قابل اختلال است چون بیماران پارانویید بندرت می­توانند مانند بیماران مرزی روابطی بیش از حد مداخله جویانه و آشفته با دیگران برقرار کنند.

هذیان

فروید معتقد بود هذیانها علایمی از یک اختلال نیستند ، بلکه بخشی از روند ترمیم­اند . او در سال 1896 برون فکنی را مکانیسم اصلی در حالت پارانویید دانست. و بعد از آن یک نظریه دیگر را ارئه داد او اینگونه مطرح کرد که در مقابل تمایلات هم جنسگرایانه ناخودآگاه، با انکار و برون فکنی دفاع می­شود

اتحاد خیالی مردم در نظر افراد پارانویید

کامرون هفت موقعیت برای پیدایش اختلالات هذیانی را مطرح ساخت :

بالا بودن انتظار مواجه با برخوردهای سادیستی ، موقعیتهایی که بی اعتمادی و شکاکیت را افزایش می­دهد، انزوای اجتماعی ، موقعیتهایی که به شک و حسد دامن می­زند، موقعیتهایی که اعتماد به نفس را کم می­کند، موقعیتهایی که باعث می­شود افراد نواقص خود را در دیگران بیابند و موقعیتهایی که امکان نشخوار ذهنی با منطورها و انگیزه­های احتمالی دیگران را افزایش می­دهد.

زمانی که در نتیجه هرگونه ترکیبی از موقعیتهای مذکور فرد به قدری سرخورده شود که از حد تحملش خارج باشد ، منزوی و مضطرب می­شود و در می­یابد که مشکلی در کار است و سعی می­کند توضیح و توجیحی برای این مشکل بیابد و به تدریج یک نظام هذیانی تشکیل می­دهد.

نهایتاً هذیان به قدری شرح و تفصیل می­یابد که افراد خیالی را در برمی­گیرد و انگیزه­های پلیدی به افراد واقعی و خیالی نسبت می­دهد، بطوری که یک اتحاد خیالی (pseudocommunity) تشکیل می­شود ، اتحاد تصوری از توطئه گران طبق فرضیه­های موجود ، این پدیده هذیانی با ترکیب ترسها و خواسته­های برون­فکنی شده به پرخاشگری بیمار مشروعیت می­بخشدو هدفی ملموس برای دشمنیهای وی فراهم می­سازد.

مفهوم اریکسون درباره اعتماد در مقابل بی اعتمادی در مراحل اولیه رشد ، الگویی مفید برای تشریح بد گمانی فرد پارانوییدی است که هرگز ارضای نیازهایش را از طریق آنچه که اریکسون اصطلاحاً تامین کننده خارجی می­نامد ،تجربه نکرده است. بنابراین چنین فردی به بی­اعتمادی فراگیری نسبت به محیط اطراف خود دچار می­شود.

مکانیسم­های دفاعی

بیماران دچار اختلال هذیانی عمدتا از واکنش سازی ، انکار و برون­فکنی استفاده می­کنند. واکنش­سازی به عنوان دفاع در مقابل پرخاشگری، نیاز وابستگی ، و احساس محبت بکار می­رود و نیاز وابستگی را به استقلال قرص و محکم تبدیل می­کند.

از انکار استفاده می­شود که فرد بتواند از مطلع شدن از واقعیت دردناک اجتناب کند بیمار که خشم و خصومت وجودش راپر کرده و در عین­حال نمی­تواند مسئولیت چنین خشمی را به عهده بگیرد به ناچار عصبانیت و تلخ­کامی را به دیگران برون­فکنی می­کند و با این کار می­تواند از خود در مقابل پی بردن بوجود تکانه­های نامقبول محافظت ­کند.

  این بیماران معمولاً سرو وضع لباس پوشیدنشان خوب است و هیچ دلیلی حاکی از آن نیست که شخصیت یا فعالیتهای روزمره اش انسجام خود را از دست داده باشد . در عین حال ممکن است نامتعارف ، عجیب ، شکاک یا متخاصم بنظر برسد. بیمار گاه متظلم و دادخواه است .

خلق خوی این بیماران متناسب با محتوی هذیان آنهاست . بیماری که هذیان خود بزرگ بینی دارد ، سرخوش است و آنکه هذیان گزند دارد شکاک و بدبین.

اختلالات ادراکی لین بیماران بنابر تعریف ، نباید توهم پایدار یا برجسته­ای داشته باشند . ممکن است توهم لمسی یا بویایی داشته باشند ، به شرط آنکه با هذیان بیمار همخوان باشد. تعداد کمی توهمهای دیگری هم ممکن است پیدا کنند تقریباً همیشه از نوع شنوایی است نه بینایی.

اختلال محتوای فکر بصورت هذیان علامت کلیدی این اختلال است . هذیان­های مزبور معمولاً نظام یافته و مشخصاً امکانپذیر است. از قبیل مورد گزند بودن ،داشتن همسری بی­وفا ، ابتلا به یک عفونت ویروسی و محبوب فردی مشهور بودن. این محتوی نقطه مقابل محتوای غریب و ناممکن هذیانهایی  است که در بیماران اسکیزوفرن دیده می­شود. برخی از آنها ممکن است با اطناب ، حاشیه­پردازی ، یا به شکل منحصر به فرد در مورد هذیانهای خود صحبت کنند.


برچسب‌ها: اختلال شخصیت پارانوئید, اختلال شخصیت, بدگمان, توهم و هذیان
[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ 9:48 ] [ علی درخشنده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

علی درخشنده peace_adr@yahoo.com
امکانات وب

جاوا اسكریپت




 Online User
IranSkin go Up
IS